داوود صمدى آملى
73
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
ندارد ، در حقيقت اشارات را نخوانده است و لذا حضرت استاد در همان اوائل تدريس اشارات سير عملى داده بودند كه چون افراد جلسه آن را عمل نكرده بودند ، آقا ايشان را رها كرد . حضرت آقا مىفرمودند : اى ديگر . . . در اين سى سالى كه در قم بوديم ، جز يك عدهء انگشتشمارى كه آنها هماكنون در قم نيستند ، بقيه فقط مىآمدند و مىرفتند ، و حتى جان يك نفر آنها با جان ما نزديك نبود . و اين خيلى بد است كه فردى خيال كند كتاب مىخواند ، اما حقيقتا اين گونه نباشد و در واقع به هيچ حقيقتى متلبس نشود . حالا بفرمائيد خود حضرت آقا با جناب علامهء طباطبائى رحمة اللّه عليه چگونه بودند ؟ حضرت استاد مىفرمودند : ما حدود 17 سال با جناب علامه طباطبائى ، دوبهدو ، سر و سرّى داشتيم . معلوم مىشود كه ايشان تمام اين درسها را با سير عملى خواندهاند . و حتى در تهران ، در خدمت جناب آية اللّه آشيخ محمد تقى آملى ، علامه شعرانى ، مرحوم الهى قمشهاى و جناب رفيعى قزوينى همچنين بودند ، يعنى همهء كتابها را با سير عملى گذراندهاند . البته قبل از اينكه به سير عملى برسند هم كتابهايى خوانده بودند . عزيزان من ! ما به غير از اين طريق شايد آن طورى كه بايد نتوانيم به كمالات و حقايق راه پيدا كنيم . متن و قد تبين بما تقدم : اولا : ان الفلسفة اعمّ العلوم جميعا ، لان موضوعها اعمّ الموضوعات ، و هو « الموجود » الشامل لكلّ شيء . فالعلوم جميعا تتوقّف عليها في ثبوت موضوعاتها . و امّا الفلسفة فلا تتوقف في ثبوت موضوعها على شيء من العلوم ، فان موضوعها الموجود العام الذي نتصوّره تصوّرا اوّليا و نصدّق بوجوده كذلك ، لأن الموجوديّة نفسه .